برابر‌های واژه آن وقت به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

آن وقت

برابر‌های پارسی

آن‌گَه، آن‌گاه، آن‌زَمان، آن‌هِنْگام، آن‌دَم، آن‌هِنْگامه؛ سِپَس

واژه «آن وقت» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «آن‌گَه، آن‌گاه، آن‌زَمان، آن‌هِنْگام، آن‌دَم، آن‌هِنْگامه؛ سِپَس» می‌باشد.

به جای «آن وقت» بگوییم «آن‌گَه، آن‌گاه، آن‌زَمان، آن‌هِنْگام، آن‌دَم، آن‌هِنْگامه؛ سِپَس»

برابرها در شاهنامه

آن‌زمان

به جان خواستند آن زمان زینهار

فراوان نبود آن زمان پرورش

چو دانسته شد چاره ساز آن زمان

ز زابل به کابل رسید آن زمان

گرفت آن زمان دست دستان به دست

آن‌گاه

چنان افسر و تخت و آن گاه را

همی رایگان داشت آن گاه و تاج

گهی کام دید اندر آن گاه نام

ز شاهان هر آنکس که آن گاه دید

آن‌دم

جز آن دم که دیدم ز کاموس جنگ

بمرد آن دم آتش و دار و گیر

آن‌گه

نشستنگه آن گه به اسطخر بود

بپردازم آن گه به کار جهان

هر آن گه که در بزم خندان شود

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

قونوی

چم: ایکوانی

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید